من و دل هیچگاه با یکدیگر کنار نیامدیم!
او می خواهد با فریادش احساس تنهایی و غربتم را بیدار کند
و من با سکوتم مانع می شوم
او می خواهد بغضم را بشکند و غرورم را زیر پا له کند!
این بار هم سکوت می کنم!
اما او آنقدر فریاد میزند و غوغا بر پا می کند که بغضم را می شکند
آنگاه من فریاد میزنم و می گریم و دل سکوت می کند و آرام می گیرد!

آری!من و دل هیچ گاه با یکدیگر کنار نیامدیم!![]()


