ღ♥ღسمیه و حسینღ♥ღ
دو عاشق !!! من _ عاشقم _ عاشق
پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم باتمام وجود داد بزنم به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهيچکس ... پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد مي کشيد به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطرهيچکس ... ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:به خاطرکسي که به خاطرهيچ زندست ای سینه امشب از غمش فریاد کـن فریـاد کـن تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاری كه گلش...تويي. وتقديم به عشقي كه عاشقش منم



وی دیــده انــدر ماتـمـش بیــداد کن بیــداد کـن
ای پنجـه بر در سینـه را دل را از او بیـرون بکش
ایـن صیــد در خـون غـرقــه را آزاد کــن آزاد کــن
ای عشـق غمـگیـن خاطـرم در دل بیفکـن آذرم
ویـــرانــهام را از کــــرم آبــــاد کـــن آبــــاد کـــن
آزردهام خــواهــی چــرا آخــر شــبــی از در درآ
این عاشـق دلخسته را دلشاد کن دلشاد کن










